X
تبلیغات
نماشا
رایتل

شاهکار

سرگرمی و معماری

چهارشنبه 4 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:17 ق.ظ

ذهن زیبا

یه پسربچه کلاس اولی به معلمش میگه :خانوم معلم من باید برم کلاس سوممعلمش با تعجب میپرسه برای چی ؟

اونم میگه :آخه خواهر من کلاس سومه اما من از اون بیشتر میدونم و باهوش ترم


توی زنگ تفریح معلمه به مدیر مدرسه موضوع رو میگه اونم خوشش میاد میگه بچه رو بیار تو دفتر من چند تا تست ازش بگیریم ببینیم چی میگه ؟! 

 

 

ادامه در ادامه مطلب...

معلمه زنگ بعد پسره رو میبره تو دفتر بعد خانوم مدیره شروع میکنه به سوال کردن


دوباره میپرسه نه هشت تا چند تا میشه اونم میگه هفتادو دو تا

همینجوری سوال میکنه و پسره همه رو جواب میده دیگه کف میکنه به معلمش میگه به نظر من این میتونه بره کلاس سوم !


پسره جواب میده : پا


پسره جواب میده : جیب


پسره جواب میده :دست دادن


پسره میگه:آدامس بادکنکی




دیگه مدیره طاقت نمیاره میگه بسه دیگه این بچه رو بزارید کلاس پنجم !!!من خودم همه سوالهای شمارو غلط جواب دادم !!!!!
باز معلمه سوال میکنه :بگو ببینم اون چیه که وفتی میره تو سفت و قرمزه اما وفتی میاد بیرون شل و چسبناک-مدیره با دهان باز از جاش بلند میشه که بگه این چه سوالیه که
دوباره خانوم معلمه سوال میکنه:اون چه کاریه که مردها ایستاده انجام میدن اما زن ها نشسته و سگ ها روی سه پا-تا مدیره بیاد حرف بیاره وسط
دوباره خانوم معلمه میپرسه:پسرم اون چیه که تو توی شلوارت داری اما من تو شلوارم ندارم-مدیره دهنش از تعجب باز میشه که
خانوم معلم هم میگه بزار حالا چند تا من سوال کنم :میگه پسرم اون چیه که گاو چهار تا داره اما من دو تا دارم؟-مدیره ابروهاشو بالا میندازه که
خوب پسرم بگو ببینم سه سه تا چند تا میشه اونم میگه نه تا